تبليغاتX
چند ضلعی منتظم

چند ضلعی منتظم

پنج شنبه شب  در شبکه TV5MONDE فیلمی تماشا کردم به نام LA TUEUSE که ترجمه آن "قاتل" می شود و چون اسم ها در زبان فرانسه مذکر و مونث دارند من این کلمه را با توجه به موضوع فیلم "بی بی قاتل" ترجمه کردم تا مونث بودن این قاتل را هم نشان دهم!
فیلم آنقدر مرا تحت تاثیر قرار داد که توانست به نوشتن ترغیبم کند, البته این بار نظر خودم را نمی نویسم بلکه مقاله ای را از سایت poker.fr برای انعکاس در وبلاگم ترجمه کرده ام . کارگردان فیلم حرفهایی زده است که از قضا, کلیت برداشت من از فیلم را شرح می دهد.
 
ترجمه مقاله:
در پس این اسم هولناک، فیلمی فرانسوی به کارگردانی رودولف تیسو با موضوع بازی پوکر قرار دارد. فیلم, داستان زندگی زن جوانی را به تصویر کشیده است که در اثنای جستجوی شغل با بازی پوکر آشنا شده و خیلی زود به آن معتاد می شود. فیلمی که جایزه فستیوال دو لوشون 2010 را به خاطر بازی بی نظیر آدرین پولی کسب کرده است.
سه سال پس از مستند فوق العاده That's Poker به کارگردانی مارتین دلپیر که داستان زندگی پوکربازان حرفه ای را نشان می داد, این بار کانال آرته که یک شبکه تلویزیونی فرهنگی فرانسوی_آلمانی است فیلمی درام درباره پوکر ساخته است. 

خلاصه داستان فیلم: 
ماتیلد در دهه سوم زندگی خود است و علی رغم داشتن دیپلم پرستاری , نمی تواند کار مناسبی پیدا کند. با بازی پوکر آشنا شده و خیلی سریع تبدیل به یک بازیکن حرفه ای می شود. اما زمانی که از مردی که دوستش دارد حامله می شود با مشکلات زیادی در رابطه با رفت آمد بیش از حد به سالنهای بازی روبرو می شود. بنابراین این بار از طریق اینترنت (بازی آنلاین) تحت نام مستعار "قاتل" به هم و غم بازی پوکرش می پردازد. خیلی زود معتادش شده و زندگی اش دستخوش تغییراتی می شود.

صحبتهای کارگردان فیلم:
"قاتل" قبل از اینکه فیلمی درباره بازی پوکر باشد فیلمی است درباره اعتیاد. به نظر من این موضوع در فیلم هایی که درباره انواع بازی ها ساخته شده اند همیشه در درجه دوم اهمیت قرار داشته  و من تمایل داشتم که خیلی واقع گرایانه تر در عین بحث برانگیزی بیشتر، به فضا و رفتارهایی که دور میزهای بازی شهود کرده ام کاملا به این موضوع (اعتیاد به بازی) نزدیک شوم.
انتخاب یک زن به عنوان پرسوناژ اصلی فیلم این اجازه را به ما می دهد که به یک مسئله تابو بپردازیم: ناخودآگاه جمعی ما "فساد" را مختص مردان می داند و حتی این پوکرزبازانِ لزوما مذکر، از این نوع فساد برای خود نوعی غرور و مایه افتخار قائل هستند. و با این اوصاف این بازی برای ماتیلد به عنوان یک مادر جوان، هم خیلی تاثرآور است و هم ننگین.
نوع تگزاس هولدم ( Texas Hold'em ) بازی پوکر ، حکم جهنم را برای ماتید دارد. ویژگی این نوع بازی برعکس انواع دیگر در این است که بازیکن هم روح خود را از دست می دهد و هم پول فراوانی به جیب می زند. یک جور ماشین خیالبافی و یک فروشنده آدرنالین، یک جور دوای سنگین. و مسئله من در این فیلم ابدا دادن درس اخلاق یا قضاوت در مورد مسیری که  این پرسوناژ طی می کند، نبوده است.
 "قاتل" قبل از هر چیز فیلمی است که پرتره ای از زن امروزی را به تصویر می کشد، زنی که تصمیم می گیرد نحوه زندگی اش را خودش انتخاب کند و مسئولیت این انتخاب را نیز بپذیرد. بنابراین بایستی برای این پرسوناژ بازیگری انتخاب می کردم که همزمان هم لطافت زنانه را نشان دهد و هم جنون یک پوکر باز را. بازیگری با تاثرانگیزی محسوس نشدنی.

Adrienne Pauly آدرین پولی با علم بر چالش "دوست داشتنی کردن یا تنفرانگیز کردن ماتیلد" توانست به خوبی پرسوناژی شبیه قهرمان های زن داستانهای داستایوفسکی با همان ظرافتها و جنبه های انسانی بسازد. شخصیتی پیچیده و نافذ.

 پایان.

 

فضای این فیلم عجیب با روحیات این روزهای من سازگار بود. بماند...

+ نوشته شده در  شنبه 1390/07/09ساعت 0:16  توسط سمانه ع  | 

سلام

دارم از خجالت آب میشم، هیچکی هیچی نگه!

الان درست ۱ سال و ۸ روزه که هیچی ننوشتم. اون به ... ! فاجعه اینجاست که یعنی من یکساله که راجع به چیزی که ارزش نوشتن داشته باشه فکر نکردم!!!

دیگه فکر نکنم هیچ ضلعی برام باقی مونده باشه چه برسه به اینکه منتظم هم باشم!!! (ر.ک. نام وبلاگ)

نمی دونم چند تا از دوستای وبلاگنویسم تو این یکسال ازدواج کردند و زندگیشون رو با یکی دیگه به اشتراک گذاشتند؟ آیا وبلاگهاشون به سرنوشت وبلاگ من دچار شده؟

ولش کنم بهتره! با غصه که چیزی درست نمیشه!  در این راستا خواهش میشه مطلب قبلی رو اگه خوندید به کلی فراموش کنید! اگه نخوندین که خدا رو شکر! یه موقع سراغش نریدها! دیگه برام آبرویی نمی مونه.

بهتره دوباره شروع کنم ولی اینبار قول میدم دیگه انقدر دیر به دیر ننویسم!

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1389/02/25ساعت 14:15  توسط سمانه ع  | 

امروز كه بعد از مدتها به وبلاگ سر زدم، ديدم من هفت ماه مي شه كه هيچ چي ننوشتم! يعني من از ششم مهر سال پيش تا امروز از چندضلعي دور بودم! باورش برام مشكله. براي اين جدايي حتي اگه دلايل محكمي مثل ازدواج و فراقت از تحصيل و آزمون كارشناسي ارشد  رو بيارم فكر نكنم بتونه اين مورد رو توجيه كنه. به هر حال اميدوارم باز هم بتونم مثل سابق بنويسم. براي نوشتن هم فكر كردن لازمه پس اميدوارم باز هم بتونم فكر كنم، سخته اگه دوباره بخوام خودم رو به شكل چندضلعي در بيارم و سخت تر از اون اينه كه بتونم منتظمش كنم.

پس

دوستان عزيز و آشناي چند ضلعي منتظم! سلامي دوباره

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/02/17ساعت 12:37  توسط سمانه ع  | 

به نام خدا
بعد از چند ماه دوري از وبلاگ‌نويسي، خبري كه امروز در خبرگزاري فارس خواندم مرا به نوشتن ترغيب كرد. خبر تجليل از «علي حاتمي» به عنوان نماد جاذبه‌هاي گردشگري ايران
زنده ياد علي حاتميهر وقت يكي از فيلم‌هاي علي حاتمي را تماشا مي‌كردم، علاوه بر حض بصري از تصاوير زيبا و دوست‌داشتني و همچنين نيوشيدن نواي موسيقي اصيل ايراني و ديالوگ‌هاي پرمغز كه هركدام حاكي از تسلط نويسنده بر ادبيات غني زبان فارسي بود، يك حسرت مرا به آه كشيدن وا مي‌داشت. حسرت چيزي كه داشته‌ايم و امروز از كف‌ داده‌ايم. وقتي كوچكتر بودم و همراه بزرگترها به تماشاي فيلم‌هاي حاتمي مي‌نشستم، احساس مي‌كردم فقط من هستم كه معماري و موسيقي و ديالوگهاي شاعرانه و ... اين فيلم‌ها برايم نامانوس و تازه و بديع است و حسرت مي‌خوردم كه چرا در تهراني كه حاتمي به تصوير كشيده متولد نشده‌ام. به پدربزرگ و به پيرترهاي فاميل حسودي مي‌كردم كه در چنين فضايي بزرگ شده‌اند و همه چيز گويا، در آن زمان سر جاي خود قرار داشت! ولي تهران امروز و در بحثي كلي‌تر ايران امروز جز نفرين و آه و ناله‌هاي مردمش از معماري درهم و آلودگي صوت و هوا و اخلاق چيزي به همراه ندارد.
حميد جبلي و اكرم محمدي در نمايي از فيلم مادر ساخته علي حاتميبا خواندن خبر تجليل از علي حاتمي به عنوان نماد جاذبه‌ها، بله جاذبه‌هاي گردشگري ايران، خوشحال شدم كه اين يك درد مشترك است و امروز نه تنها من، كه در كودكي حسرت روزگار به تصوير كشيده فيلمهاي حاتمي را مي‌خوردم، بلكه تمام مردم اين سرزمين نيز با ديدن فيلمهاي حاتمي افسوس از دست دادن داشته‌ها را مي‌خورند.
چه خوب كه حاتمي با هنر سينما برايمان اين ميراث را باقي گذاشت و با زبان شيرين و خاص خود نماد جاذبه‌هاي گردشگري ايران شده است. روحش شاد

+ نوشته شده در  شنبه 1387/07/06ساعت 23:38  توسط سمانه ع  | 

داريوش مهرجويي در سال ۱۳۴۶ پس از تحصيل در رشته فلسفه در امريكا به ايران بازگشت و نخستين فيلم خود را با عنوان الماس ۳۳ ساخت...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/04/25ساعت 17:25  توسط سمانه ع  |